Inequalities in health care utilization among migrants and non-migrants in Germany: a systematic review

ترجمه دانش در چرخه پژوهش

در این شکل جایگاه ترجمه دانش در چرخه دانش از تولید تا بهره برداری نشان داده شده است.

http://kurc.tums.ac.ir/wp-content/uploads/2019/06/KNOWLEDGE-CYCLE2.jpg

KT1: تعریف سوالات پژوهشی و روش های انجام پژوهش

KT2: راهبری یا انجام پژوهش

KT3: انتشار نتایج پژوهش به زبان ساده و در قالب های در دسترس

KT4: تبدیل یافته های پژوهش به دانش و نرم های اجتماعی و فرهنگی

KT5: تصمیم سازی و اقدام بر اساس یافته های پژوهش

KT6: تاثیر بر دوره های پژوهش (مبتنی بر پیامدهای استفاده از دانش)

 

عوامل موثر و موانع ترجمه دانش

– دسترسی به فناوری اطلاعات

  • فناوري اطلاعات فقط يك عامل تسهيل كننده در ذخيره و انتقال‌ دانش است و هرگز نمي تواند جانشيني براي ارتباطات انساني و همچنين آموزش باشد
  • چهار نوع فنآوري مهم در اين زمينه نقش برجسته‌تري دارند: 1- بانک های اطلاعاتی 2- هوش مصنوعی و ابزارهای کمک کننده به امر تصمیم سازی 3- فناوری های گروهی مثل پست الکترونیک و کنفرانس های ویدئویی و 4- فناوری شبکه مثل اینترنت و شبکه های محلی (intranet)
  • کاربردهاي عمده فناوري اطلاعاتي  به شرح ذيل است: 1- افزایش قابلیت دسترسی به دانش و تسریع در انتقال 2- تسهيل در امکان استخراج دانش از ذهن افراد 3- تسهيل در مبادله اطلاعات و تجارب در داخل و خارج سازمان 4- تسهيل کاربردهاي دانش مبتني بر شبکه هاي جهاني 5- ارتباط دادن کاربردهاي مبتني بر اينترنت ( ارتباط با بيرون سازمان و دست يابي به اطلاعات) 6- تسهیل در ارتباط سامانه هاي مديريت پايگاههاي اطلاعاتي

– عوامل فرهنگی

  • فرهنگ از مهمترين عواملي است كه فرايند يادگيري را تحت تأثير قرار مي‌دهد. اغلب محققين بر نقش مهم فرهنگ حاكم بر سازمان در فراهم ساختن امكان انتقال دانش تأكيد كرده‌اند.
  • “داونپورت و پروزاک” به نقش عوامل فرهنگي در ايجاد مانع بر سر راه انتقال دانش اشاره كرده اند. به عقيده ايشان، عوامل فرهنگي زير مي‌توانند از انتقال مؤثر دانش جلوگيري نمايند: عدم اعتماد افراد يه يكديگر، تفاوتهاي فرهنگي بين افراد مختلف، نبودن فرصت و فضاي كافي براي معاشرت بين افراد، سياستهاي سازماني (بجاي تشويق افراد به تبادل دانش، آنها را به سوي فردگرايي سوق مي‌دهد)، نبودن ظرفيتهاي لازم براي يادگيري در افراد مخاطب،‌ عدم تحمل اشتباهات ديگران و ياري نكردن آنها  (Davenport and Prusak 1998). به عقيده ايشان در اغلب سازمانها مؤثرترين طريقه انتقال دانش، استفاده از فنآوري پيشرفته يا جلسات رسمي تبادل اطلاعات نيست، بلكه تماسهاي اجتماعي غير رسمي بين افراد است كه در محيط هاي كوچك و صميمي رخ مي‌دهد. بنابر اين، سازمانها علاوه بر تقويت مكانيسم‌هاي كلاسيك تبادل اطلاعات بايد زمينه را نيز براي ايجاد هر چه بيشتر ارتباطات غير رسمي هم فراهم سازند.
  • سازمان ها نيازمند خلق فرهنگ سازماني مناسب و زيرساختي هستند كه در آن دانش بتواند خلق و منتقل بشود.

– انگیزه

  • در هر شرايط سازماني، انگيزه‌هايي براي انتقال دانش وجود دارند. اين انگيزه‌ها بر رفتار، نيات و منافع افراد تاثير گذاشته و آنها را به درگير شدن در فرآيند انتقال دانش ترغيب يا منع مي‌كنند.
  • يك عامل اصلي در ايجاد انگيزه مثبت در انتقال دانش، حسن اعتماد بين افراد يا بخشهاي مختلف يك سازمان است. عقيده بر اين است كه وجود حس اعتماد، بعنوان محرك تبادلات اجتماعي عمل مي‌كند.

– عوامل فردی

  • عدم وجود وقت کافي، نداشتن قدرت براي انجام تغييرات و عدم وجود حمايت مديران و همکاران براي انجام تغييرات مورد نياز، نداشتن مهارت براي ارزيابي تحقيقات و عدم درک آزمون هاي آماري و … می توانند از جمله عوامل فردی تاثیرگذار بر انتقال دانش باشند.

انتقال و ترجمه دانش

سالانه پژوهش های بسیاری در دنیا انجام می شود که از نتایج آنها به نحhttp://kurc.tums.ac.ir/wp-content/uploads/2019/06/kt-50.gifو شایسته ای بهره برداری نمی شود. بسیار مشاهده شده در سطوح مختلف تصميم‌گيري، از متخصصين باليني تا سياست‌گذاران و مديران، برخي از تصميم‌گيري‌ها بدون توجه به شواهد علمي موجود در سطح جهان صورت گرفته و يا در جريان استفاده از اين شواهد به بومي سازي آنها توجه نشدهد و این در حالی است که تولید دانش و به کارگیری درست آن در صحنه عمل و تصمیم گیری ها است که بزرگترین سرمایه دولت ها و ملت هاست. محدودیت منابع اهمیت انتقال دانش و تلاش برای بهره برداری از نتایج تحقیقات را افزایش داده است. این موضوع در سلامت اهمیت بیشتری دارد چرا که فاصله زمانی بین تولید دانش و به کارگیری آن می تواند برای جامعه به خصوص بیماران نتایج ناگواری در پی داشته باشد. بر اين اساس لازم است كه به نتيجه رسيدن پژوهش‌ها بسيار شفاف باشد و اطمينان حاصل شود كه به بهره‌برداري مي‌رسند.
 
موضوع «ترجمه دانش – knowledge translation» از دهه اخير مطرح شده‌است اما فكر پركردن شكاف بين تحقيق و سياست حداقل از اواسط قرن بيستم قدمت دارد. در اين زمان دانشمندان علوم اجتماعي كه تلاش مي‌كردند استفاده از تحقيقات را در عرصه سياست‌گذاري تقويت نمايند، به‌تدريج توجه خود را به فرآيند تصميم‌سازي معطوف نمودند. از سوي ديگر تصميم‌گيرندگان نيز براي به‌دست‌آوردن اطلاعات حاصل از پژوهش اظهار رغبت نمودند.از آن زمان تا كنون، افراد و سازمان‌هاي بسياري تلاش نموده‌اند كه مفاهيم اصيل اين مقوله را تبيين نمايند و آن را به واژگان متفاوتی نام گذاری کردند که از جمله آنها می توان به استفاده از دانش (knowledge utilization)، نشر دانش (knowledge dissemination)، واسطه‌گري دانش (knowledge brokering)، انتقال دانش (knowledge transfer) و تبادل دانش (knowledge exchange)، اشاره کرد. اگر چه بعضي افراد اين كلمات را به‌صورت معادل بكار مي‌برند اما تفاوت‌هايي نيز ميان آن‌ها وجود دارد كه بايد به آن‌ها دقت نمود.
«ترجمه دانش» و «انتقال دانش» با يكديگر تفاوت واضحي دارند.
انتقال دانش فرآيندي با ماهيت خطي است كه در آن ابتدا فكر «پژوهش» بوجود می آید، سپس پژوهش انجام مي‌شود و در آخر نتايج آن در اختيار كاربران قرار مي‌گيرد. ماهيت يك‌طرفه‌اي كه بر مقوله «انتقال دانش» مترتب است مورد انتقاد قرار گرفته و مطالعات اخیر نشان دادند که چنین راهبردی نمي‌تواند اثر قابل توجهي در تقويت پذيرش و به‌كارگيري نتايج پژوهش‌هاي جديد داشته باشد چرا که تنها به کار گرفتن دانش توسط كاربران بالقوه بدين معني نيست كه از دانش حتما استفاده مي‌شود. به‌طور کلي تفاوت «انتقال دانش» با «ترجمه دانش» از اين اعتقاد ناشي شده است كه انتقال دانش به‌صورت غيرفعال (passive) تضميني بر به‌كارگيري آن در صحنه عمل نيست و لزوما تغییر مثبتی در سطح آگاهی و نحوه عملکرد مخاطبین پژوهش ها ایجاد نخواهد کرد.
به‌دنبال چالش‌هاي فوق، موضوع «ترجمه دانش» که متضمن ارتباط متقابل و تعاملي بين محققين و استفاده‌کنندگان از دانش مي‌باشد، به‌وجود آمده‌است. با اين وجود در تعاریف، «انتقال دانش» و «ترجمه دانش» گاهي به جاي يکديگر استفاده می شوند.
«سازمان کانادايي تحقيقات خدمات سلامتي – CHSRF» چارچوبي براي انتقال دانش به‌عنوان بخشي از ترجمه دانش ارايه داده است. انتقال دانش به معناي فرآيندي است که اطلاعات را از مبدا به‌سوي استفاده‌کنندگان از تحقيق حرکت مي‌دهد. اين فرآيند شامل يک سلسله از فعاليت‌ها به‌شرح ذيل است:
–     تشويق محققين و تصميم‌گيران به همکاري براي تعيين سوالات و نيازها و يافتن پاسخ آن‌ها
–     تامين منابع (مانند مجله‌ها، کارگاه‌ها، سايت‌ها)
–     مستقر کردن سيستم‌هاي نشر نتايج تحقيق
–     تشويق به استفاده از نتايج تحقيقات (شواهد) جهت استفاده کاربردي از آن‌ها در خدمات سلامتي
«موسسه کانادایی تحقیقات سلامتی- CIHR» معتقد است که ترجمه دانش به معنای تبادل، سنتز و کاربرد یافته های تحقیق به واسطه سیستم پیچیده ای از ارتباطات بین محققین و استفاده کنندگان از دانش است؛ به بیان دیگر ترجمه دانش تسریع کننده «چرخه دانش» در راستای تبدیل دانش به عمل است.
دیویس در تکمیل تعریف CIHR، ترجمه دانش را به معنای فعالیت هایی در راستای کاهش فاصله بین شواهد و عمل تعریف کرده است که این فعالیت ها باعث تسریع استفاده از «دانش مبتنی بر شواهد» توسط مردم، بیماران، سیاست گذاران و ارایه دهندگان خدمات سلامتی است.
 ترجمه دانش همچنین به عنوان فرایندی تعریف شده که دانش را از بی مصرفی به عرصه عمل منتقل کرده و آن را به صورت دانشی مرتبط در دسترس پزشکان و بیماران قرار می دهد. 
 
به بیان دیگر ترجمه دانش به معنای کاربردی کردن آن چیزی است که می دانیم!

تاریخچه

مرکز تحقیقات بهره­ برداری از دانش سلامت فعالیت خود را در سال 2006 تحت عنوان KTE study group در زیر مجموعه دبیرخانه تحقیق و توسعه سیاستهای دانشگاه علوم پزشکی تهران آغاز کرد. این مرکز در مدت زمانی کمتر از 2 سال بالغ بر 20 مقاله علمی، پژوهشی را در مجلات معتبر داخلی و خارجی به ثبت و طرحهای پژوهشی متعددی را در زمینه انتقال دانش به مرحله اجرا رساند. این گروه سرانجام توانست در سال 2008 به عنوان مرکز مستقل با نام کنونی ” مرکز تحقیقات بهره­ برداری از دانش سلامت” مورد تصویب وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گیرد و از آن پس با جدیت و اهتمام هر چه بیشتر در مسیر تولید و انتقال دانش قدم بردارد، چنانچه در ارزشیابی فعالیت های پژوهشی مراکز تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی تهران که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1388 انجام گرفت، توانست مقام سوم را از آن خود کند.

مقدمه رییس مرکز

ضرورت پرداختن بhttp://kurc.tums.ac.ir/wp-content/uploads/2019/06/344-2018-11-24-09-46-e1559428103119.jpgه مقوله بهره‌برداري صحيح از دانش سلامت، استفاده مناسب از نتايج پژوهش‌هاي مختلف است كه عليرغم كمبود منابع پژوهش مانند بودجه و نيروي انساني انجام مي‌شوند و مي‌توان استفاده بسيار بيشتري از نتايج اين پژوهش‌ها به عمل آورد. بر اين اساس لازم است كه به نتيجه رسيدن پژوهش‌ها بسيار شفاف باشد و اطمينان حاصل شود كه به بهره‌برداري مي‌رسند.همچنين در سطوح مختلف تصميم‌گيري از متخصصين باليني تا سياست‌گذاران و مديران، برخي تصميم‌گيري‌ها بدون توجه به شواهد علمي موجود در سطح جهان بوده و يا در جريان استفاده از اين شواهد به بومي سازي آنها توجه نمي‌شود.
چشم‌انداز مركز اين است كه بتواند تصمبم‌گيري مبتني برشواهد را در حوزه سلامت ترويج نمايد، تا از پژوهش‌هاي انجام شده بهترين بهره‌برداري انجام شود.
حوزه وظايف مركز در راستاي انتقال دانش سلامت، برنامه‌ريزي براي انتشار نتايج طرح‌هاي پژوهشي و ايجاد كردن زمينه‌اي براي تغييرات رفتاري در ارائه كنندگان و دريافت كنندگان خدمات، مديران و سياست‌گذاران مي‌باشد. از سوي ديگر توليد شواهد علمي براي تصميم‌گيري مانند ارزيابي فناوري‌هاي سلامت، گايد لاين‌هاي باليني، تهيه policy brief و … نيز در دستور كار مركز قرار مي‌گيرد.
توجه به ارتقاي كيفيت خدمات باليني ارائه شده نيز يكي از حوزه‌هايي است كه در سال گذشته با عنوان حاكميت خدمات باليني زير‌ساخت‌هاي لازم براي آن ايجاد شده و مي‌تواند در آينده با سرعت بيشتري بهبود كيفيت خدمات را سبب شود.
طي سال‌هاي گذشته بستر سازي مناسب براي تسهيل ترجمه دانش انجام شده است و با افزايش آگاهي و نگرش در سطح دانشگاه و شناسايي اولويت‌هاي مداخله كه انجام شده است، مي‌توان اميدوار بود كه با ورود به مرحله اجرايي سازي و عملكرد نتايج مطلوب حاصل گردد.
يكي از ابعاد مهم توجه به جايگاه بين‌المللي دانشگاه در اين زمينه در منطقه است كه فرصت بسيار مناسبي را براي معرفي دانشگاه و جمهوري اسلامي ايران در زمينه فعاليت‌هاي انتقال دانش بوجود آورده و زمينه فعاليت‌هاي بعدي را از جمله در زمينه دوره‌هاي آموزشي كوتاه مدت و منجر به مدرك ايجاد كرده است. بر اين اساس بستر محوريت دانشگاه علوم پزشكي تهران براي شبكه تصميم‌گيري مبتني بر شواهد وجود دارد و مي‌توان اميدوار بود كه با فعاليت‌هاي بعدي در اين زمينه، دانشگاه تهران عنوان مرجع علمي knowledge hub و مركز دانشي ترويج تصميم‌گيري مبتني بر شواهد در سطح منطقه تبديل گردد.