ترجمه دانش

انتقال و ترجمه دانش

سالانه پژوهش های بسیاری در دنیا انجام می شود که از نتایج آنها به نحو شایسته ای بهره برداری نمی شود. بسیار مشاهده شده در سطوح مختلف تصمیم‌گیری، از متخصصین بالینی تا سیاست‌گذاران و مدیران، برخی از تصمیم‌گیری‌ها بدون توجه به شواهد علمی موجود در سطح جهان صورت گرفته و یا در جریان استفاده از این شواهد به بومی سازی آنها توجه نشده و این در حالی است که تولید دانش و به کارگیری درست آن در صحنه عمل و تصمیم گیری ها است که بزرگترین سرمایه دولت ها و ملت هاست. محدودیت منابع، اهمیت انتقال دانش و تلاش برای بهره برداری از نتایج تحقیقات را افزایش داده است. این موضوع در سلامت اهمیت بیشتری دارد چرا که فاصله زمانی بین تولید دانش و به کارگیری آن می تواند برای جامعه به خصوص بیماران نتایج ناگواری در پی داشته باشد. بر این اساس لازم است كه به نتیجه رسیدن پژوهش‌ها بسیار شفاف باشد و اطمینان حاصل شود كه به بهره‌برداری می‌رسند.

موضوع «ترجمه دانش – knowledge translation» از دهه اخیر مطرح شده‌است اما فكر پركردن شكاف بین تحقیق و سیاست حداقل از اواسط قرن بیستم قدمت دارد. در این زمان دانشمندان علوم اجتماعی كه تلاش می‌كردند استفاده از تحقیقات را در عرصه سیاست‌گذاری تقویت نمایند، به‌تدریج توجه خود را به فرآیند تصمیم‌سازی معطوف نمودند. از سوی دیگر تصمیم‌گیرندگان نیز برای به‌دست‌آوردن اطلاعات حاصل از پژوهش اظهار رغبت نمودند.از آن زمان تا كنون، افراد و سازمان‌های بسیاری تلاش نموده‌اند كه مفاهیم اصیل این مقوله را تبیین نمایند و آن را به واژگان متفاوتی نام گذاری کردند که از جمله آنها می توان به استفاده از دانش (knowledge utilization)، نشر دانش (knowledge dissemination)، واسطه‌گری دانش (knowledge brokering)، انتقال دانش (knowledge transfer) و تبادل دانش (knowledge exchange)، اشاره کرد. اگر چه بعضی افراد این كلمات را به‌صورت معادل بكار می‌برند اما تفاوت‌هایی نیز میان آن‌ها وجود دارد كه باید به آن‌ها دقت نمود.

«ترجمه دانش» و «انتقال دانش» با یكدیگر تفاوت واضحی دارند.

انتقال دانش فرآیندی با ماهیت خطی است كه در آن ابتدا فكر «پژوهش» بوجود می آید، سپس پژوهش انجام می‌شود و در آخر نتایج آن در اختیار كاربران قرار می‌گیرد. ماهیت یك‌طرفه‌ای كه بر مقوله «انتقال دانش» مترتب است مورد انتقاد قرار گرفته و مطالعات اخیر نشان دادند که چنین راهبردی نمی‌تواند اثر قابل توجهی در تقویت پذیرش و به‌كارگیری نتایج پژوهش‌های جدید داشته باشد چرا که تنها به کار گرفتن دانش توسط كاربران بالقوه بدین معنی نیست كه از دانش حتما استفاده می‌شود. به‌طور کلی تفاوت «انتقال دانش» با «ترجمه دانش» از این اعتقاد ناشی شده است كه انتقال دانش به‌صورت غیرفعال (passive) تضمینی بر به‌كارگیری آن در صحنه عمل نیست و لزوما تغییر مثبتی در سطح آگاهی و نحوه عملکرد مخاطبین پژوهش ها ایجاد نخواهد کرد.

به‌دنبال چالش‌های فوق، موضوع «ترجمه دانش» که متضمن ارتباط متقابل و تعاملی بین محققین و استفاده‌کنندگان از دانش می‌باشد، به‌وجود آمده‌است. با این وجود در تعاریف، «انتقال دانش» و «ترجمه دانش» گاهی به جای یکدیگر استفاده می شوند.

«سازمان کانادایی تحقیقات خدمات سلامتی – CHSRF» چارچوبی برای انتقال دانش به‌عنوان بخشی از ترجمه دانش ارایه داده است. انتقال دانش به معنای فرآیندی است که اطلاعات را از مبدا به‌سوی استفاده‌کنندگان از تحقیق حرکت می‌دهد. این فرآیند شامل یک سلسله از فعالیت‌ها به‌شرح ذیل است:

–     تشویق محققین و تصمیم‌گیران به همکاری برای تعیین سوالات و نیازها و یافتن پاسخ آن‌ها

–     تامین منابع (مانند مجله‌ها، کارگاه‌ها، سایت‌ها)

–     مستقر کردن سیستم‌های نشر نتایج تحقیق

–     تشویق به استفاده از نتایج تحقیقات (شواهد) جهت استفاده کاربردی از آن‌ها در خدمات سلامتی

«موسسه کانادایی تحقیقات سلامتی- CIHR» معتقد است که ترجمه دانش به معنای تبادل، سنتز و کاربرد یافته های تحقیق به واسطه سیستم پیچیده ای از ارتباطات بین محققین و استفاده کنندگان از دانش است؛ به بیان دیگر ترجمه دانش تسریع کننده «چرخه دانش» در راستای تبدیل دانش به عمل است.

دیویس در تکمیل تعریف CIHR، ترجمه دانش را به معنای فعالیت هایی در راستای کاهش فاصله بین شواهد و عمل تعریف کرده است که این فعالیت ها باعث تسریع استفاده از «دانش مبتنی بر شواهد» توسط مردم، بیماران، سیاست گذاران و ارایه دهندگان خدمات سلامتی است.

 ترجمه دانش همچنین به عنوان فرایندی تعریف شده که دانش را از بی مصرفی به عرصه عمل منتقل کرده و آن را به صورت دانشی مرتبط در دسترس پزشکان و بیماران قرار می دهد.